Unconscionable یک واژه انگلیسی است که به معنای ناشایست، نامعقول، ناعادلانه و بیرحمانه استفاده میشود. تلفظ این واژه به صورت زیر است:
/unˈkänSH(ə)nəb(ə)l/
این واژه در موارد مختلفی از جمله حقوق، اخلاق، تجارت و سیاست به کار میرود. در حقوق، این واژه به معنای یک شرط یا قرارداد نامعقول و ناعادلانه استفاده میشود. در اخلاق، این واژه به معنای یک رفتار ناشایست و بیرحمانه استفاده میشود. در تجارت، این واژه به معنای یک قرارداد نامعقول و ناعادلانه استفاده میشود. در سیاست، این واژه به معنای یک تصمیم ناشایست و ناعادلانه استفاده میشود.
مترادفهای این واژه عبارتند از: unjust, unfair, unreasonable, excessive, immoderate, inordinate, exorbitant, outrageous, and immoral. متضادهای این واژه عبارتند از: fair, reasonable, just, and moral.
ریشه شناسی این واژه به دو کلمهی unconscience و able بازمیگردد. کلمهی unconscience به معنای بیوجدانی و کلمهی able به معنای قابلیت است. بنابراین، unconscionable به معنای قابلیت بیوجدانی است.
اولین مورد استفاده از این واژه در سال 1590 میلادی بوده است. در گرامر، این واژه به عنوان صفت به کار میرود و معمولاً قبل از اسم قرار میگیرد. به عنوان مثال:
– The unconscionable behavior of the company led to its downfall. (رفتار ناشایست شرکت به سقوط آن منجر شد.)
– The contract contained unconscionable terms that were unfair to the consumer. (قرارداد شامل شرایط ناعادلانه و نامعقولی بود که به مصرفکننده ظلم میکرد.)