مکاتب استراتژی از دیدگاه مینتزبرگ
استراتژی به عنوان یکی از مفاهیم اساسی در حوزه مدیریت و برنامهریزی است، اهمیت بسیاری دارد. استراتژی در واقع به طور کلی به معنای برنامهریزی، تصمیمگیری و تدوین راهبردهای کلان برای دستیابی به هدفهای مشخص در یک سازمان یا سازمانها است. در این راستا، مکاتب استراتژیک مختلفی وجود دارند که هر کدام دیدگاه خاص خود را درباره استراتژی و نحوه اجرای آن دارند.
یکی از مکاتب معروف در حوزه استراتژی، مکتب استراتژی از دیدگاه مینتزبرگ است. هنری مینتزبرگ، مدیریتگر و استاد دانشگاه معروفی است که در حوزه استراتژی و مدیریت فعالیت میکند. وی در طول سالها تحقیقات بسیاری در زمینه استراتژی صورت داده و نظریات خود را در این زمینه ارائه کرده است.
مینتزبرگ بر این باور است که استراتژی باید یک فرآیند پیوسته و پویا باشد و نباید به عنوان یک برنامه ثابت و اجباری تلقی شود. او معتقد است که استراتژی باید متناسب با شرایط داخلی و خارجی سازمان تطبیق پیدا کند و همچنین باید متناسب با تغییرات و نیازهای محیطی سازمان تغییر کند. به عبارت دیگر، استراتژی باید به شکلی ارزشافزوده برای سازمان فراهم کند و نیازهای محیطی را پاسخگو باشد.
بر اساس دیدگاه مینتزبرگ، استراتژی باید به صورت یک فرآیند تصمیمگیری طراحی و پیادهسازی شود. این فرآیند شامل مراحل مختلفی است که شامل تحلیل محیطی، تعیین اهداف، تدوین استراتژیهای مختلف و اجرای آنها میشود. همچنین، این فرآیند باید به صورت شفاف و با مشارکت تمام اعضای سازمان اجرا شود تا تمامی افراد در جهت یک هدف مشترک حرکت کنند.
مینتزبرگ به شش مرحله اصلی در فرآیند استراتژیسازی اشاره میکند. این مراحل عبارتند از:
1. ترکیب اهداف و مأموریت سازمان: در این مرحله، اهداف کلان سازمان تعیین میشود و مأموریت سازمان مشخص میشود.
2. تحلیل محیطی: در این مرحله، عوامل خارجی و داخلی که بر سازمان تأثیر میگذارند، مورد بررسی قرار میگیرند.
3. تعیین استراتژیهای مختلف: در این مرحله، استراتژیهای مختلف برای دستیابی به اهداف تعیین میشوند.
4. انتخاب استراتژی مناسب: در این مرحله، استراتژیهای مختلف بررسی و یک استراتژی مناسب برای سازمان انتخاب میشود.
5. اجرای استراتژی: در این مرحله، استراتژی انتخاب شده به صورت عملی پیادهسازی میشود.
6. ارزیابی و بازنگری: در این مرحله، عملکرد استراتژی مورد ارزیابی قرار میگیرد و در صورت نیاز، استراتژی بازنگری میشود.
دیدگاه مینتزبرگ درباره استراتژی به عنوان یک فرآیند پویا و پیوسته که باید با تغییرات محیطی سازمان تنظیم شود، بسیار منطقی به نظر میرسد. این مکتب استراتژیک میتواند به سازمانها کمک کند تا در برابر تغییرات و نیازهای محیطی، منعطف و پاسخگو باشند و در نتیجه، رشد و توسعه خود را ادامه دهند.